محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

383

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىكند . » « 1 » و « دين همان خيرخواهى براى خدا و پيامبرش و عموم مسلمانان است . » « 2 » و نيز : « هركس به امور مسلمانان اهميت ندهد ، از آنان نيست . » « 3 » تاريخ و تمدن مسلمانان در پرتو اين تعاليم به اوج خود رسيد . علاء به امام عليه السّلام از برادرش عاصم شكايت مىكند . امام عليه السّلام از او درباره عاصم مىپرسد . علاء مىگويد : او عبايى بر دوش انداخته و از دنيا رهيده است . امام عليه السّلام مىگويد كه من با او صحبت خواهم كرد . آن‌گاه امام عليه السّلام نزد عاصم رفت و به او گفت : ( يا عدّي نفسه ) واژه « عدى » حالت تصغير شده « عدو » به معناى دشمنك است . ( لقد استهام بك الخبيث ) شيطان تو را لغزانده و به سرگردانى كشانده است ؛ به‌گونه‌اى كه راه راست را گم كرده‌اى . ( أ ما رحمت أهلك و ولدك أ ترى اللّه أحلّ لك الطّيّبات . . . ) چگونه دست از كار و تلاش برداشته‌اى ؛ در حالىكه تو در برابر خانواده و جامعه‌ات مسئول هستى ؟ آيا خداوند تو را قدرت و عقل بخشيده و اين همه نيرو در تو نهاده تا حال عبايى بر دوش انداخته و تنها نمازى به‌جا آورى ؟ آيا زندگى با اين شيوه ، استوار مىگردد و آيا تو با اين شيوه عزلت مىتوانى كار زشتى را از بين برده و كار نيكى را گسترش دهى ؟ عاصم به امام عليه السّلام مىگويد : اى امير مومنان ! لباس تو از لباس من خشن‌تر و ساده‌تر است و غذاى تو ناگوارتر . امام عليه السّلام مىگويد : ( قال و يحك إنّي لست كأنت ) مسئوليت‌هاى سنگين و سختى بر دوش رهبر است . او بايد عدالت را

--> ( 1 ) . صحيح مسلم : 4 / 1999 ح 2585 ؛ صحيح ابن حبان : 1 / 467 ح 231 . ( 2 ) . مسند احمد : 1 / 351 ح 3281 ؛ صحيح ابن حبان : 10 / 435 ح 4574 . ( 3 ) . مجمع الزوائد : 1 / 87 ؛ كشف الخفاء : 2 / 368 ح 2617 .